در رهگذار باد
در رهگذار باد

در رهگذار باد

شکوه عشق


چقدر شکوهمند است که آدمی معشوق باشد، و بر کرسی ناز بنشیند و چقدر با شکوه تر است که آدمی عاشق باشد، و در محراب نیاز زانو بزند
عشق آدمی را قهرمان می کند و در وجود عاشق هیچ چیزی نیست مگر آنچه پاک و پالوده است و بر هیچ چیزی قرار ندارد مگر آنکه بلند و عظیم است
یک اندیشه بی ارزش هرگز نمی تواند درضمیر او بشکفد چنانکه گزنه ای زهرآگین نمی تواند در صخره عظیمی از بلور یخ نفوذ کند
روح در این هنگام بر اوج تعالی نشسته و در آرامش مطلق است. شهوات وعواطف فرودست به وی دسترسی ندارند
او بر فراز ابرها و سایه های تاریک جهان قرار داردو از خطاها و دروغها و بیزاریها و غرورهاو بیچارگیهای این جهان فراتر و منزلگاه او، بلند آسمان آبی است
و بازیهای سهمگین و تکان دهنده سرنوشت را در طبقات سفلای زمین، همانقدر حس می کند که قله های بلند کوه از لرزشهای دشت باخبر می شوند.


ویکتور هوگو


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد