-
داناییِ پریشان
یکشنبه 7 آذر 1395 22:27
باران خبر دانایی انسان رو آشفته میکنه و وقتی آگاهی کسی آشفته شد خود او هم در مانده میشه. داناییِ پریشان از جهل بدتره چون به هر حال در ندانستن آرامشی هست که در دانستن نیست. مثلاً شما اگه بدونید دچار نوعی بیماری هستید که تا چند ماه دیگه میمیرید، چه احساسی خواهید داشت؟ کسانی احتمالاً حتی مایلند پولی پرداخت کنند تا...
-
همه چیز از دست خدا خارج شده؟!
شنبه 6 آذر 1395 09:19
ا گر با آن همه خلافی که انجام داده بودم موفق می شدم به بهشت بروم، آرزو داشتم فقط چند دقیقه، جلسه خصوصی با خدا داشته باشم. دلم می خواست بگویم ببین، من می دانم منظور تو این بود که دنیا و همه چیز را خوب بیافرینی. اما چطور توانستی اجازه دهی همه چیز این گونه از دست تو خارج شود؟ چه طور توانستی روی نظریه اولیه خودت درباره...
-
طلسم شوم
جمعه 5 آذر 1395 22:35
در خیابان های شهر راه می روم و به چهره ها، به حالت مردم، به اندامشان، به حرکات و به نگاه های بی رمقشان می نگرم. هر چه بیشتر نگاه می کنم بیشتر از خودم می پرسم: چه بر سر نوع بشر آمده است؟ در واقع به جای نوع بشر همه جا نقاب می بینم: نقاب اندوه، نقاب کینه و بغض و نقاب پریشانی. گاهی اوقات به نظرم می رسد که طلسمی شوم و خبیث...
-
کشف مهم!
پنجشنبه 4 آذر 1395 21:50
امروز کشف مهمی کرده ام. این کشف محصول سه ماه تفکر و مراقبه است. من به طرز غریبی، که این کلمات هرزه هرگز نمی توانند بگویند چه قدر، از این کشف هیجان زده ام. آن قدر که دلم می خواهد بروم بالای ساختمان این جا و فریاد بکشم. من امروز دریافتم که سرانجام همه، بی گمان همه و بدون هیچ استثنایی، خواهیم مُرد. من امروز این واقعیت...
-
خاصیت عشق
چهارشنبه 3 آذر 1395 19:10
تفرقه درونی نفس از آنست که هر دم مطلوب خود را در چیز دیگر می بیند و به هزار چیز دل می بندد و چون مطلوب او همه از عالم کون و فساد و در معرض فنا و زوالست در اضطراب دایم است و به هیچ روی او را جمعیت خاطر دست نمی دهد ... خاصیت عشق آنست که همه غمها و اضطراب متکثر عالم را در غم یگانه خویش غرق می کند و آن غم چون نقاب بر می...
-
اگر هستی شما تهی از عشق است ...
سهشنبه 2 آذر 1395 10:50
اگر هستی شما تهی از عشق است، هر کاری دلتان میخواهد بکنید؛ به جستوجوی همهی خدایان روی زمین بروید؛ دست به انواع اصلاحات و عملیات اجتماعی بزنید؛ بکوشید تا در وضع مردم فقیر تغییر و بهبود ایجاد کنید؛ وارد تشکیلات و فعالیتهای سیاسی بشوید؛ کتابها بنویسید، شعر و غزل بگویید و بنویسید؛ همه بیفایده است؛ شما یک انسان...
-
آیا واقعا عاشق هستید؟!
یکشنبه 30 آبان 1395 21:56
هنگامی که شما شخص عزیزی را که دوست داشتید از دست میدهید، برایش گریه میکنید. ولی آیا اشکهای شما بخاطر خودتان نیست؟ آیا واقعاً بخاطر کسی است که مرده است؟ آیا تاکنون بخاطر دیگران گریه کردهاید؟ آیا هرگز برای پسرتان که در جبههی جنگ کشته شده گریه کردهاید؟ واقعاً گریه کردهاید؟ آیا آن اشکها بهدلیل دلسوزی و ترحم به...
-
آیا ما تنها می میریم؟!
یکشنبه 30 آبان 1395 18:32
من همیشه به نظرم می رسید که مرگ از جمله پدیده هایی دراین عالم است که ما با کس دیگری نمی توانیم شریک شویم . یعنی همه ی ما ، تک تک ، به تنهایی می میریم . از اون تجربه هایی است که دیگران نمی توانند با ما مشارکت بکنند. اما شب گذشته خواب می دیدم که در حال احتضارم ، درحال مُردنم و در بستر مرگ نشسته ام و همینطور که به خودم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 28 آبان 1395 11:54
-خوب رویان آئینه می جویند تا صورت خود رادر آن بینند وخط وخالی برآن بیفزایند .از این آئینه هابسیار هست که آدمی روی خود را در آن نظاره کند و اگر دودو غباری بیند ، بشوید واگر نقصانی هست به کمال آورد ؛اما کجاست آن آئینه که چهره روح و جان خویش را در آن بنگریم و شکل و شمایل باطن خود را تماشا کنیم . (365 روز با سعدی –ص9)
-
عاشق نیستی!
یکشنبه 23 آبان 1395 09:55
نه ! عاشق نیستی مقابل محبوب ایستاده ای و خودت را تماشا می کنی ! *** نمی دانی پشت این لب ها چه حرف های ناگفته ای ست ! اگر عاشقی از لبان معشوق بگذر و به کلام معشوق دل بسپار رضا اسماعیلی
-
«خوشی» یا «رضایت»؟
چهارشنبه 19 آبان 1395 20:32
«خوشی» حالی است که زود می آید و زود می رود. «رضایت» مقامی است که دیر می آید و دیرمی پاید. «خوشی» دست می دهد، یعنی عاطفه ای انفعالی است. «رضایت» را اما باید به دست آورد، یعنی بودنی فعالانه است. انسان خوش، لزوماً از خودش و زندگی اش راضی نیست. می خندد، اما تهِ خنده اش طعم گس ملال و افسردگی است. «خوشی» اندوه را می زداید،...
-
شیدایی
سهشنبه 27 مهر 1395 12:59
ش یدایی ردای برهنگی فکندن است بر پیکر وجود اگر در اندیشۀ آزرمی پرهیز کن! سعید پونکی
-
حسرت گندم
جمعه 16 مهر 1395 19:23
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس عفیف من خودم بودم و یک شوق لطیف من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت گرچه در حسرت گندم پوسید من خودم بودم و آن پنجره ای که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود و خدا میداند بی کسی از ته دلبستگی ام پیدا بود من نه عاشق بودم و نه آلوده ی افکار پلید من به دنبال...
-
هیچکس بد نیست
جمعه 16 مهر 1395 16:40
در بدترین ما آنقدر خوبی هست و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچ یک از ما را شایسته نیست که از دیگران عیب جویی کنیم ... شکسپیر
-
حسرت
جمعه 16 مهر 1395 15:28
میخواهم حدّاقل یک نفر باشد که من با او از همه چیز همانگونه حرف بزنم که با خودم حرف میزنم./ ابله ، داستایوسکی آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم نیچه/ .
-
ویژگی رابطۀ عاشقانه
پنجشنبه 15 مهر 1395 21:26
صرف کشش فیزیکی را نمیتوان رابطه عاشقانه دانست . رابطه عاشقانه در بستر گفتوگو، همنشینی، خاطرات مشترک و مفاهمه شکل میگیرد و میبالد. افراد رفته رفته با یکدیگر جهان مشترکی میسازند، و در این جهان مشترک چندان به هم درآمیخته و نزدیک میشوند که رفته رفته به تعبیر رابرت نوزیک، یک «ما» میآفرینند./ دکتر آرش نراقی
-
پینوکیو!
پنجشنبه 15 مهر 1395 15:06
چه خوب است که دروغ های مان، شکل ما را دگرگون نمی کند، چون در آن صورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم و چه خوب و دلپذیر است که گناهانمان پیدا نیستند وگرنه مجبور بودیم هر روز خودمان را بشوییم ... فدریکو گارسیا لورکا
-
عشق و شهوت
پنجشنبه 15 مهر 1395 08:40
عشق راحت دلهاست همچون آفتاب درخشانی که از پس باران رخ می نماید و شهوت همه تشویش و آشوب است همچون طوفانی که از پی آفتاب نمایان می شود بهارِ خوش روىِ عشق، مدام تازه و باطراوت است اما زمستان عبوسِ شهوت با شتاب از راه مى رسد در حالى که تابستان هنوز به نیمه نرسیده است عشق هیچگاه با سیرى و بیزارى و اشباع همراه نیست در جایى...
-
قفس تن
پنجشنبه 15 مهر 1395 00:01
در خاموشی شب بلبل بانگ برداشت و آواز شبانه اش به عرش خداوند رسید خدا نغمه بلبل را شنید و به پاداش آن در قفسی زرینش کرد و به او روح نام داد از آن پس مرغ روح در قفس تن زندانی است ولی همچنان گاه و بیگاه نوای دلپذیرش را سر میدهد گوته
-
حال یا گذشته یا آینده؟
سهشنبه 13 مهر 1395 21:22
زندگی از سه جزء تشکیل شده است:آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود. بیائید تا از گذشته برای حال استفاده کنیم و در حال چنان زندگی کنیم که زندگی آینده بهتر باشد. شکل دادن به زندگی وظیفه خودمان است به صورتی که آنرا بسازیم ، این بازسازی مایه زیبایی و یا مایه شرمساری ما می شود / ویر
-
ساده و سخت
سهشنبه 13 مهر 1395 21:12
ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و سخت ترین کار جهان این است کسی باشی که دیگران می خواهند دیل کارنگی
-
جهانِ اندوهگین
سهشنبه 13 مهر 1395 21:11
در مسیر بشریت خدایان ، مذاهب و کیش های گوناگون دیده ایم حال آن که هنرِ مهربان بودن ، تنها چیزیست که این جهانِ اندوهگین نیاز دارد ... " ویلکاکس "
-
تاج خرسندی
سهشنبه 13 مهر 1395 21:07
تاج من بر سرم نیست تاج من در قلب من جای دارد که الماس و فیروزه آن را نیاراسته و از دیده ها پنهان است . تاج من خرسندی من است که به ندرت پادشاهی را از آن بهره داده اند شکسپیر
-
فداکاری!
سهشنبه 13 مهر 1395 21:06
ما برای این که شبیه دیگران باشیم ؛ سه چهارم وجود خود را فدا می کنیم ! آرتور شوپنهاور
-
بازی و معنا
سهشنبه 13 مهر 1395 19:34
قرآن زندگی دنیا را به "بازی" تشبیه میکند تا بر پوچی و عبث بودن آن تأکید کند. اما کمتر به این نکته توجه میشود که تعبیر قرآنی به طور ضمنی اذعان میکند که این بازی، مادام که گرم آن هستی، مفرّح و معنادار هم هست. "بازی" را از دو زاویه میتواند دید: برای کسی که گرم بازی است، تمام حرکات و رفتارها معطوف...