-
گلایول های سرخ ...
سهشنبه 15 آبان 1403 22:25
تمام زوایای روحت پر از گل شدند زمین و زمان در ره مقصدت، پل شدند شگفتا! به یک لحظه گلها تماماً گلایول شدند ...
-
من با مرده ها بهتر می توانم تعامل برقرار کنم!
پنجشنبه 10 آبان 1403 19:44
دیروز بهشت زهرا بودم، نمی دونم چرا، فضای آرامستانها به من آرامش میده. به هر آرامستانی که تا به حال رفتم، همین احساس رو داشتم؛ درست مثل اینه که وارد یه پارک با فضای مفرح میشم و اصلأ دلم نمیخواد از اونجا بیرون بیام. شاید من با مرده ها بهتر می توانم تعامل برقرار کنم تا زنده ها! برای نماز ظهر و عصر که وارد نمازخانه بهشت...
-
کدامیک ؟!
چهارشنبه 9 آبان 1403 10:47
بعضی از خوانندگان وبلاگ به من می گویند که چرا اینقدر کتابی و رسمی می نویسی راستش من از زمان مدرسه که بخاطر انشاهایم مورد تشویق و تحسین معلمین قرار می گرفتم، به این نوع نوشتن عادت کردم ضمن اینکه نمی دانم چرا حس می کنم راحت نوشتن با سبکسری نسبتی دارد!! اما با این حال، بسیار خوب ، از این پس سعی می کنم کمی راحت تر...
-
خسته ام ...
یکشنبه 25 شهریور 1403 16:37
این همه آغازها، فرجام ها تیرگی ها ، روشنی ها، پختگی ها، خام ها خسته ام از این همه بیراهه ها و راه ها و دانه ها و دام ها
-
خاطرات وحشتناک شمال!
پنجشنبه 15 شهریور 1403 21:51
آنقدر خسته بودم که دلم می خواست شیرجه بزنم توی رختخواب؛ حتی قدرت چند قدم راه رفتن را هم نداشتم اما به هیچ عنوان نمی توانستم از مسواک زدن صرفنظر کنم. جوری مسواک زدم که هر کس در آن حال مرا می دید، بخوبی میفهمید که دارم خودم را گول می زنم؛ کل مسواک کردن دندان ها و شستشوی دهانم، یکی دو ثانیه بیشتر طول نکشید! همانطور که...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 14 شهریور 1403 16:36
https://www.aparat.com/v/f048685
-
این تابستان کسالت بار ...
دوشنبه 5 شهریور 1403 00:15
با اینکه خیلی سرمایی هستم اما از تابستان متنفرم و این روزهای گرم کشدار، بسیار برایم طاقت فرساست. گرمی هوا یک جور خاصی آزارم می دهد، نمی توانم درست بیانش کنم انگار انگیزه زندگی کردن را از من می گیرد و مرا به مرز کسالت روح می رساند. شاید علتش این باشد که درهر موقعیت بدی، اعم از بحران های روحی و بیماری های جسمی و تنش ها،...
-
نیاز به عمق
پنجشنبه 1 شهریور 1403 23:39
نیاز به عمق هم یک نیاز است. نیاز به خواندن، شنیدن یا گفتنِ حرفهای عمیق. نیاز به تجربههای عمیق، لحظاتی فراتر از زندگی روزمرّه، لحظاتی چگال، مشتپرکن و دلپرکن. نیاز به تجربه احساسات و خواستنهایی چندلایهتر، پیچیدهتر، تودرتوتر و عمیقتر. نیاز به غرق شدن در عمقِ یک عکس یا نقاشی، نیاز به غرق شدن در حزنِ یک موسیقی،...
-
چه کس قانون دل ها را شکسته؟!
پنجشنبه 11 مرداد 1403 00:04
هزاران پای بسته، روح خسته هزاران دیده در خون نشسته چه کس قانون دل ها را شکسته؟!
-
هر چیز مثبتی بهتر از هیچ چیز منفی است!
سهشنبه 9 مرداد 1403 23:22
زندگی را خیلی جدی نگیرید، چون در هر صورت از آن زنده بیرون نخواهید رفت. هر چیز مثبتی بهتر از هیچ چیز منفی است. کسی که سکوت تو را نمیفهمد، احتمالا حرفهای تو را نیز نخواهید فهمید. برای دور ماندن از انتقاد دیگران کاری انجام ندهید، حرفی نزنید و کسی نباشید! آلبرت هابرد
-
خون می چکد از جام ها ...
سهشنبه 26 تیر 1403 14:01
خون می چکد از جام ها جای شراب ناب شمشیرها بیتاب جان می دهد از تشنگی، ساقی کنار آب پی نوشت: می گویند شعر مثل بچه شاعر است. پس طبیعی است که بعضی بچه ها بیشترمورد علاقه واقع شوند! سه گانی فوق از مع دود شعرهایم است که خیلی آن را دوست دارم و برای بار دوم در این وبلاگ نشر می دهم.
-
چرا حسین بیعتش را برداشت؟
دوشنبه 25 تیر 1403 12:18
همۀ کسانی که هدفِ امام حسین را "تشکیل حکومت" و "به دست گرفتن قدرت" تفسیر میکنند، از کنار مسئلۀ"حِلّ بیعت" توسط حسین به راحتی گذشتهاند! راز بزرگ ماجرای کربلا و عاشورا در همین مسئلۀ برداشتن بیعت از سوی حسین یا اصطلاحاً"حِل بیعت" نهفته است. او بیعتش را از همۀ همراهانش برداشت تا...
-
چقدر به مرگ نزدیکیم ...
یکشنبه 24 تیر 1403 22:08
با آنکه آسمان همیشه ابری نیست زمین ولی همیشه تاریک است زمین چقدر به مرگ نزدیک است !
-
این بارش ناگاه ...
یکشنبه 17 تیر 1403 00:55
می گشایم در را : شب،نسیمی عطر آلود و سکوت و ماه بوته ها گل داده اند از بارشی ناگاه !
-
قضاوت ممنوع!
پنجشنبه 14 تیر 1403 15:24
اگر می خواهی در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنی، اول کمی با کفش های او راه برو! (منسوب به دکترشریعتی) اگر یک مقصر، بیگناه دانسته شود بهتر از این است که یک بیگناه، محکوم گردد. (ضرب المثل فرانسوی) اگر نمی خواهی در حق تو قضاوت شود، درباره دیگران قضاوت نکن. (آبراهام لینکلن) محتاط باشیم در سرزنش و قضاوت کردن دیگران ، وقتی نه...
-
گل عصیانگر!
سهشنبه 29 خرداد 1403 15:53
از عمق مرداب است اما به رنگ و بوی مهتاب است نیلوفرآبی، گلی عصیانگر و ناب است!
-
اعتماد یا بی اعتمادی، مسأله این است!
یکشنبه 27 خرداد 1403 14:19
به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن/و یلیام شکسپیر اگر خود به خویشتن اعتماد ندارید، دیگران هم به شما اعتماد نخواهند کرد/جان ماکسول به خویشتن اعتماد کن، آنگاه راه زندگی را خواهی یافت/گ وته به همه اعتماد داشتن خطرناک است، به هیچ کس اعتماد نداشتن خطرناکترین است/ آبراهام لینکلن به هیچ دسته کلیدی...
-
مردان موجودات عجیبی اند/ این پست را فقط خانم ها بخوانند
پنجشنبه 24 خرداد 1403 13:46
همسایه این پیامک را برای من فرستاده بود: «داغی شیر را گذاشتم پشت در» با خودم گفتم: داغی شیر؟! داغی شیر که صفته، صفت که گذاشتنی نیست، آن هم پشت در! در طول راه، فکر می کردم که چگونه می توان صفت چیزی را بدون اتصال به موصوف، جایی گذاشت. ماه رمضان بود و نزدیک افطار: شاید منظورش شیر داغه ... ی عنی شیر داغ برای ما آورده...
-
میوه ها درهم است!
دوشنبه 21 خرداد 1403 13:57
تو حق انتخاب نداری، دست چین نکن! همیشه شادمانی قرین غم است همیشه میوه باغ زندگی درهم است!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 11 خرداد 1403 15:54
-
خواب دیدهام ...
شنبه 22 اردیبهشت 1403 23:20
صحن باغ پر شده از لبخندهای تو. درست مثل آن روزهای دور، مغلوب خندههای تازه شدهای... هزار قناری در گلوی تو آواز میدهند و به همان سبکی و فِرزی که نسیم از سر و گردن سبزهها عبور میکند، رد لحظهها را تا میقات باران میگیری.... سرخوشانه به دنبال تو میدوم و کوچهپسکوچههای باران را یکی پس از دیگری پشت سر میگذارم. در...
-
حیرت بین اقاقی و بهار نارنج ...
سهشنبه 18 اردیبهشت 1403 15:26
هرسال، اردیبهشت ماه که می شود، من بین دو کشش مساوی قرارمی گیرم و بین این دو کشش بلا ترجیح، بد جوری معلق می مانم: تهران و درختان اقاقی اش، شمال و بهار نارنجش! از طرفی، خوشه های معطر اقاقی مرا پای در گل در تهران نگه میدارد که بمانم و بوی خوش اقاقی را با تمام وجودم نفس بکشم، از طرف دیگر بوی سکرانگیز شکوفه های پرتقال به...
-
زندگی ناب ...
دوشنبه 10 اردیبهشت 1403 00:00
شناسنامه ات را بسوزان تمدن را به یک سو بیفکن و فرهنگ را به سویی دیگر! واژه ها را پرتاب کن به دورترین نقطۀ ناشناخته ترین کهکشان دنیا ! کتاب ها را پاره کن تلفن همراهت را بینداز د ر قعر عمیق ترین دریاها و آنگاه آزاد و رها پ رواز کن تا سبزترین بهار تا انبوه ترین جنگل روی زمین و در مقابل یک بوته بنفشه وحشی زانو بزن نگاه کن...
-
من از مصاحبت آفتاب می آیم ...
شنبه 1 اردیبهشت 1403 16:30
با نور چراغ قوه موبایل در حال عیب یابی دوربین مداربسته ساختمان بودیم پسر خردسال همسایه همراهش بود و انباری کمی تاریک. همسایه موبایل سنگین وزنش را به من داد و خواست نور را سمت دستگاه بگیرم تا او زوایای مختلف را بررسی کند؛ حدس مان این بود که ترانس سوخته. نگاه نگران پسرک که چشم در چشم من دوخته بود در تاریکی توجهم را به...
-
تنهایی علی ...
دوشنبه 13 فروردین 1403 04:37
درد علی (ع) دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمههای شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده و به ناله درآورده است … ما تنها بر دردی میگرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند اما این درد علی نیست؛ دردی که چنان روح...
-
در صحبت مولانا ...
دوشنبه 6 فروردین 1403 17:24
شبلی طعام خلیفه را در کوی برای سگان میانداخت گفتند اگر خلیفه بفهمد روزگارت سیاه است ؛ گفت سخن مگوی و نام مبر که اگر سگان دریابند طعام از کدام مطبخ آمده است لب نخواهند زد! "در صحبت مولانا" / حسین الهى قمشهای / انتشارات سخن
-
شعر می بافم!
دوشنبه 28 اسفند 1402 14:25
واژه هایی درهم قطعه هایی از غم درد و زخم و مرهم رنج و شادی با هم شعر می بافم! دشت ها و بیشه ها فکرها، اندیشه ها تیشه ها، ریشه ها ! ریشه های سست و محکم شعر می بافم! ترس و حزن و آرزو بغض پنهان در گلو قهر و وصل و گفتگو عشق و نفرت در هم شعر می بافم! سرخوشانه، شادمان با نخ رنگین کمان رشته های آذرخشی بی امان آب و آتش با هم...
-
این نیمه شب برفی ...
جمعه 13 بهمن 1402 03:54
چه شوری در دلم می ریزد این نیمه شب برفی ... شادی کودکانهای سراسر وجودم را در بر گرفته است؛مرتب سمت پنجره می روم ، نیمی از پرده را کنار می زنم و چشم می دوزم به دانه های رقصان برف که فضا را به تسخیر خود در آورده اند؛ تلألو نقره فام این بارش نرم شبانگاهی زیر نور چراغهای حیاط ،به جانم شور و شوق زاید الوصفی می بخشد ... چه...
-
سیاهتر از سیاهی
یکشنبه 1 بهمن 1402 16:17
دشمن هرگز توی بوقِ صادقبوقی پنهان نمیشود؛ دشمن هرگز در فنجان قهوهی کافیشاپها حل نمیشود؛ دشمن هرگز به طُرهی گیسوان دختران شهر نمیآویزد؛ دشمن غبار است، غباری خاکستری که از آتشِ جهل بر میخیزد و خزنده و مخفی مینشیند روی قشر خاکستری مغز و سلولهای مغز. از آنپس همهچیز را یا سیاه میبیند یا سفید؛ یا حق میبیند یا...
-
آیا حس زیبایی شناسی ما ایرانی ها مختل شده است ؟!
جمعه 15 دی 1402 11:34
گاهی فکر می کنم حس زیبایی شناسی ما ایرانی ها مختل شده است؛ این، از وضع چهره ها و ظواهر برخی هموطنان، تا حد زیادی پیداست. از خودم می پرسم آیا واقعاً این تغییراتی که عدهای در سر و صورت و بدن خود می دهند زیباست؟! مثلاً ابروهایی که در صورت بعضی خانم ها طراحی یا کاشته یا هر کار دیگری( که اسمش را نمی دانم) می شود آیا...