-
مترسک مرده بود؟!
شنبه 21 تیر 1404 15:40
قدم زنان رفتم سمت شالیزار؛ دیروز غروب، پیراهن ارغوانی ام را تن مترسک کرده بودم! کاملاً اندازه اش بود؛ ترسیدم و به فکر فرو رفتم: یعنی من به اندازه مترسک لاغرم؟! امروز رفتم تا زیر نور آفتاب, درست ببینمش، اما مترسک را برده بودند! شاید هم کلاغ ها مترسک خورده بودند! ولی کلاغی آنجا نبود؛ شاید مترسک و کلاغ ها همه مرده بودند!!
-
لبخند را احتکار نکن!
جمعه 20 تیر 1404 18:58
لبخند را احتکار نکن مهربانی ها اگر انبار شوند، می میرند گل ها اگر روی هم تلمبار شوند، می میرند
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 14 تیر 1404 12:33
-
مترسک
جمعه 13 تیر 1404 15:54
مترسک وسط شالیزار ایستاده و دستهایش را به اطراف باز کرده است؛ با این آغوش گشوده چه می خواهد؟! می روم کنارش می ایستم و دستهایم را به اطراف باز می کنم، نسیم خنکی از روی حریر سبز شالیزار عبور می کند و به آغوشم می ریزد؛ چه خنکای دلپذیری ... شاید مترسک، فقط نسیم می خواهد و کلاغها بی جهت از او می ترسند! این روزها که در...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 12 تیر 1404 18:16
-
I’m possible
یکشنبه 8 تیر 1404 20:04
فرد موفق کسی است که میتواند با آجرهایی که دیگران به سمت او پرتاب کردهاند، پایه و اساس محکمی برای خود بنا کند. دیوید برینکلی هیچ چیز غیرممکن (impossible) نیست، این کلمه خودش میگوید من ممکن هستم (I’m possible) !! اُدری هپبورن سال ها بعد شما به خاطرکارهایی که انجام ندادهاید ناراحت میشوید نه کارهایی که انجام...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 تیر 1404 19:12
-
چه باک؟!
چهارشنبه 4 تیر 1404 14:37
باکی نیست از انجماد تمام لایه های زمین هزاران خورشید می روید از چشمانم
-
توصیههای ایمنی در هنگام وقوع حمله هوایی
سهشنبه 27 خرداد 1404 16:10
شاید ندانید که مطابق نظر کارشناسان، حمامها و سرویس های بهداشتی امن ترین مکان برای پناه گرفتن در هنگام حمله هوایی است. البته در صورت داشتن فرصت، بهترین اقدام رفتن به مکانهای زیرزمینی مانند زیرزمین منازل، پارکینگها یا تونلهای مترو است. در صورت نبود پناهگاه زیرزمینی، پایینترین طبقه ساختمان را برای پناه گرفتن انتخاب...
-
اسرائیل به ما حمله کرده است ولی من هنوز به گلها آب می دهم!
شنبه 24 خرداد 1404 18:04
اسرائیل به ما حمله کرده است ولی من هنوز به گل ها آب می دهم و از رویش یک بوته جدید ذوق می کنم اسرائیل به ما حمله کرده است ولی من هنوز رمان می خوانم و مثل همیشه بعد از خواندن رمان از پنجره به عبور رهگذران می نگرم و با خود می گویم: هر آدمی در درون خود کتابی دارد سیال و داستانی تلخ و شیرین ... اسرائیل به ما حمله کرده...
-
مگسانند گرد شیرینی ...
یکشنبه 18 خرداد 1404 18:51
همواره به رویت لبخند می زنند دستها را به دست تو پیوند می زنند اما به وقت احتیاج تو، هز ار ترفند می زنند!
-
اثر انگشت من و تو ...
شنبه 17 خرداد 1404 15:13
میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند؛ اما هیچ یک اثر انگشت مشابه نداشتهاند. اثر انگشت تو، امضای خداوند است که اتفاقی به دنیا نیامدهای و دعوت شدهای تو منحصر به فردی مشابه یا بدل نداری تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی وقتی انتخاب شده بودن و منحصر به فرد بودنت را یادآوری کنی؛ دیگر خودت را با هیچکس مقایسه نمیکنی و احساس...
-
رویش ...
شنبه 3 خرداد 1404 12:34
«رویش» چه واژه عجیبی است ؛ انگار خود واژه حس دارد ، انگار خود کلمه جان دارد و زنده است. مفهوم آن را نمی گویم یا نتیجه آن را، که پدید آمدن گل و گیاه و درخت باشد، خود لغت را می گویم ؛ خود لغت انگار جان دارد و به آدم یک حس خوب و لطیف می دهد. راحت بگویم: من با این واژه خیلی حال می کنم!! مقداری تخم شاهی و تربچه کاشتم که...
-
گل ها را به اسم صدا بزن جواب می دهند !
جمعه 26 اردیبهشت 1404 13:07
گل ها را به اسم صدا بزن جواب می دهند باور کن! من هر بار که اقاقی را صدا کردم بنفشه ای در دستانم رویید و هر وقت که گل یخ را فراخواندم آفتابگردانی به سویم پر کشید! و آنگاه که یاس ها را به خانه دعوت کردم محبوبه شب به رویم خندید!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 22:08
-
هر کودکی یک فرشته است ...
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1404 19:04
همه خوشبخت و کامران بودند غرق نور و سرور و ایمان بودند اگر کودکان بر زمین حکمران بودند!
-
یک شاخه گل از باغ دوردست
یکشنبه 14 اردیبهشت 1404 16:30
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز؛ شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه ی شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته؛ پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمیدارد که دوگانه ای (دو رکعت نماز) برای یگانه بگزارد؟ چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که...
-
در معنای زندگی ...
سهشنبه 9 اردیبهشت 1404 19:53
بزرگترین اشتباه در تاریخ بشر، کشف حقیقت بود! کشف حقیقت، ما را آزاد نکرد مگر از پندارهایى که تسلى مان مى دادند و قیدهایى که ما را حفظ مى کردند ... اتومبیل های خیره کننده، سفرهای گرانقیمت و خانه های بزرگ و مجلل، فقط برای یافتن آن آرامشی که وقتی ثروت می آید، رخت بر می بندد! ... صرفا جنگ هاى بزرگ و حتی وضعیت بد اقتصادى...
-
خاطرات عجیب شمال
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1404 21:10
سیاه بیشه توقف کردیم تا سوغاتی بخریم، من برای پدرم و دوستم برای مادرش که هر دو، ماست معروف آنجا را دوست دارند. به محض اینکه پایم را از ماشین بیرون گذاشتم صدای ناله ضعیفی، مثل صدای بچه گربه ای که زخمی شده یا ترسیده باشد، به گوشم خورد. صدا انگار از جای دور می آمد؛ به اطراف چشم چرخاندم، چیزی ندیدم؛ یک سربالایی حدوداً ده...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 فروردین 1404 13:59
مترسک، تنها ایستاده است در آغوشش می گیرم کدامیک منم؟!
-
من و اقاقی !
شنبه 16 فروردین 1404 13:05
چشم دوخته ام به درخت کوچک اقاقی که در آن سوی پنجره، با تکان دادن شاخه های لرزانش، نسیم را همراهی می کند ... هر روز و بلکه هر ساعت بر شاخ و برگ هایش افزوده می شود، آنقدر رشدش تصاعدی است که من از قدرت بهار به شگفت آمده ام ... اردیبهشت سال قبل، بطور تصادفی متوجه وجود این درخت در فضای سبز روبروی خانه ما شدم؛ در بالکن را...
-
عدد سیزده برای تهران نحس نیست!
جمعه 15 فروردین 1404 16:39
به نظر من، به مفهوم واقعی کلمه، فقط سیزده روز می توان در تهران زندگی کرد! فقط سیزده روز! که البته گاهی با وصل شدن به تعطیلات دیگر، این مدت، تا پانزده شانزده روز هم افزایش می آید. در این روزهای اولیه سال، تهران یک شهر تمیز، خوش آب و هوا، خلوت، بدون ترافیک و ایده آل و دوست داشتنی است؛ کرکره مغازه ها یکسره پایین، کوچه ها...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 فروردین 1404 03:48
سرگردان کالا برگ لبخند در دستانش تمام غرفه ها اما اشک انسان می فروشند
-
در ستایش سکوت ...
دوشنبه 4 فروردین 1404 10:37
اگر میدانستی در سکوت چه اقتداری نهفته است برای همیشه حرف زدن را فراموش میکردی. داستایوفسکی آدمی را آزمودن به کردار باید نه به گفتار؛ چه بیشتر مردم، زشت کردار و نیکو گفتارند. فیثاغورث «اَللِّسانُ سَبُعٌ إنْ خُلِّی عَنْهَ عَقَرَ» زبان، درنده ای است که اگر رهایش کنند، می درد. علی(ع) به طور کلی اشخاصی که زیاد میدانند...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 فروردین 1404 11:07
-
جهان بدون کلمه!
شنبه 2 فروردین 1404 16:12
در آغاز سال نو ، هیچ چیز به اندازه تبریک های توخالی و کلیشهای، عذابم نمی دهد. آنقدر با کراهت به این تبریک ها، پاسخ می دهم که اگر مخاطبم به میزان این کراهت و بی میلی من پی ببرد، دیگر هرگز هوس نمی کند برایم پیام تبریک بفرستد! بطور کلی کلیشه ها، خیلی آزارم می دهند، تمام چیزهایی که شخص به درون آن و پیام واقعی موجود در آن...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 1 فروردین 1404 16:26
-
ما فریبکاران عالم ...
چهارشنبه 29 اسفند 1403 11:20
من هیچوقت دروغ نمیگم اصلاً اهل غیبت کردن نیستم ... من حرف حق رو میزنم ... دروغ در ذات من نیست ... و ... از شنیدن این حرفها واقعاً حالم به هم می خورد. مطابق تجربه، دریافته ام هر کس که چنین شعارهایی سر می دهد، خودش دقیقا برعکس عمل می کند! اصولاً آدم راستگو جار نمی زند که من از دروغ بدم میآید، آدم درستکار اعلام نمی کند...
-
درخت کاری من!
چهارشنبه 15 اسفند 1403 21:44
امروز یک درخت فوجی کاشتم. نحوه قلمه زدنش را در گوگل سرچ کردم و بعد با قیچی باغبانی افتادم به جان تنها درخت فوجی داخل حیاط. پدرم مرتب می گفت تو نمی توانی و این کار تو نیست و ... اما من که در موارد مشابه، غالباً به موفقیت رسیده بودم، به حرف پدرم گوش نکردم. درخت تنهای فوجی، امسال میوه زیادی داده بود طوری که به همه همسایه...
-
چرا مرده ها شعر نمی گویند؟!
یکشنبه 12 اسفند 1403 12:41
سکوتی ناب بوی عود و رقص سرخ شعله های شمع گنبدی سبز میان دو درخت رویش ساقه میخک از کنار سنگ قبری مرمر حزن خاموشی ماه ... راستی، مرده ها شعر نمی گویند؟!