-
ای گل تو دوش داغ صبوحی چشیده ای
جمعه 14 آذر 1404 23:13
وقتی داغداری، انگار جهان اطرافت بیرحمتر میشود؛ انگارهمه چیز بخوبی ادامه دارد و فقط تو از جریان زندگی باز مانده ای در این حالت، دیدن آدمهایی که آسوده میخورند و میخوابند و میخندند برایت آزاردهنده میشود؛ نه اینکه حسادت کنی، بلکه رنج تو آنقدر سنگین است که باورت نمیشود دنیا همینطور بیتفاوت میچرخد ...
-
نفرین بر پاییز ...
چهارشنبه 12 آذر 1404 15:55
پنهان می کنم تخم بنفشه ها را زیر خاک گلدان از نگاه غارتگر پاییز
-
این دنیای شکننده ...
سهشنبه 11 آذر 1404 20:03
زندهبودن در این دنیای فانی و شکننده سخت است؛ قلبهایمان جوری شکسته میشود که دیگر نمیتوان ترمیم شان کرد؛ دردی به وجود میآید که جزءِ لاینفک زندگیمان میشود؛ باید یاد بگیریم که چگونه این درد را تحمل کنیم ؛ چگونه در میانه آن درد از خودمان مراقبت کنیم؛ و چگونه از یکدیگر مراقبت کنیم؛ باید یاد بگیریم چگونه در دنیایی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1404 22:03
-
عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست ...
چهارشنبه 5 آذر 1404 22:07
استخوان شکسته نیاز به گچگرفتن دارد؛ یعنی به حمایتی خارجی برای التیام و طیکردن روند درونی و پیچیده و سختِ دوباره به هم جوش خوردن، احتیاج دارد. وظیفهٔ شما نیز درمورد دوست سوگوارتان همانند گچگرفتن است نه اینکه خودِ جوشخوردن را انجام دهید، نه اینکه برای نقاط شکسته سخنرانیِ انگیزشی کنید و بگویید دوباره قرار است خوب...
-
It’s OK That You’re Not OK
جمعه 23 آبان 1404 17:18
Some things cannot be fixed. They can only be carried Being broken is not the same as being damaged Your pain needs to be witnessed, not fixed You don’t ‘get over’ grief; you integrate it into your life Grief is love in its most wild and painful form It’s OK That You’re Not OK / Megan Devine
-
به رنگ پاییز...
یکشنبه 18 آبان 1404 23:30
اکسیژن خون، نبض، ضربان، ریتوکسی مب، آی سی یو، اینتوبه، لوله گذاری،ساکشن، پالس کورتون، اندوکسان، ضریب هوشی، هیپوترمی، تست آپنه، سی پی آر و ... یک ماه تمام، این واژهها در سرم میچرخید، می چرخید و میچرخید و گاه مرا در گردابی عمیق فرو میبرد... یک ماه تمام، همه لحظههایم خلاصه شده بود در کابوس و تنش و استرس و سرانجام...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 مهر 1404 23:17
-
این خانه نزدیک است ...
یکشنبه 13 مهر 1404 00:54
از مدیر آسایشگاه خواستم در صورت امکان از داخل آسایشگاه بازدیدی داشته باشم؛ با احترام قبول کرد؛ جعبه چرخ گوشت صنعتی را به دستش دادم و او در حالی که مرتب، بابت این هدیه تشکر میکرد به سمت اتاق بزرگی هدایتم کرد. وارد اتاق که شدم بچهها دور و برم جمع شدند و حیرت زده به من نگاه کردند. انگار تا آن لحظه هیچ خانمی از آنجا...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مهر 1404 04:44
-
صبحی دیگر...
سهشنبه 8 مهر 1404 05:00
این لحظات صبح را خیلی دوست دارم نمی دانم چرا احساس میکنم در این لحظات، زندگی نسبت به ساعات دیگر شبانه روز، تازهتر و پذیرفتنیتر و دوست داشتنیتر است! حس عجیبی دارم؛ احساس میکنم در این لحظات، انسان به خودش نزدیکتراست، به خود اصیلش؛ و همه چیز و همه موجودات و همه کائنات، واقعیترند و با خود حقیقی خویش فاصله کمتری...
-
شب و تنهایی ...
جمعه 4 مهر 1404 00:09
نیمه شبها انگار آدم تنهاتر است؛ نیمه شبها انگار تنهایی، تجلی و خلوص بیشتری دارد. سکوت و خلوت و تاریکی، تنهایی ات را تعمیق میکنند و عصاره اش را در ژرفنای وجودت ته نشین ... وقتی همه در خوابند و تو بیداری، غربت عجیبی را حس میکنی، انگار تنهاتر از همیشه ای؛ انگار خود تنهایی هم تنهاست! تنهاتر از همیشه، این است که به تو...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 مهر 1404 01:23
-
به آرامش آب غبطه میخورم ...
چهارشنبه 26 شهریور 1404 19:30
به آرامش آب غبطه میخورم به خاموشی لحظه های خواب غبطه میخورم چنان بیقرارم که حتی به آسایش منجلاب غبطه میخورم!
-
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
پنجشنبه 20 شهریور 1404 13:40
در ملال عمیق، هیچ چیزی برای انسان خواستنی نیست. در این حالت، دنیا افسرده و مرده است ... ملال غالباً ریشه درتکرار دارد؛ مثلاً اغلب، زمانی که به موزه و گالری میروم ملول می شوم چون فقط تقلیدهای بی رنگ و رو و ضعیف از آثاری را میبینم که قبلاً به کرات دیدهام ... هنگامی که یک سخنرانی را برای چهارمین بار میشنوم، یا وقتی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 شهریور 1404 21:58
-
ملالی که پایان ندارد ...
چهارشنبه 19 شهریور 1404 10:57
انسانها به معنا معتادند؛ مسئله همه ما این است: زندگی باید معنایی داشته باشد و ما نمیتوانیم آن نوع زندگی را که از معنا خالی باشد تحمل کنیم. بیمعنایی ملالانگیز است؛ ملال را میتوان عقبنشینی معنا تعریف کرد؛ ملال را میتوان دلمردگی ناشی از برآورده نشدن نیاز به معنا دانست ولی ما برای این که بتوانیم این ملالت را برطرف...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 شهریور 1404 23:49
-
عشق مصنوعی نمی توان ساخت ...
یکشنبه 16 شهریور 1404 16:12
اشکها در چشمها خشکید اشک مصنوعی ساختند! استخوانهامان زیر بار زندگی شکست مفصل مصنوعی ساختند هوش از سرمان پرید! هوش مصنوعی ساختند عشق از زندگی مان رخت بر بست عشق مصنوعی ... می توان آیا ساخت؟!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 13 شهریور 1404 13:18
-
ده پرسش خبرنگار کیهان از پیامبر اکرم!
چهارشنبه 12 شهریور 1404 21:00
✍محمدسلطانی فرض کنید یک نشست خبری برگزار شود و پیامبر اکرم، تشریف بیاورند و از سرتاسر جهان، خبرنگاران و اصحاب رسانه برای پرسش و گفتگو بیایند؛ آیا فکر میکنید خبرنگار کیهان غیراز پرسشهای زیر را مطرح کند؟ : ۱. هر چند نسبت به شخص شما اظهار ارادت میکنیم، ولی برخی از روابط خانوادگی شما جای ابهام دارد؛ واقعا چرا با...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 شهریور 1404 20:51
-
هوای مسموم شهر ...
شنبه 1 شهریور 1404 19:40
پنجره های باز لبخند های احتکار شده بوی تعفن ...
-
+۱۸ سال
دوشنبه 27 مرداد 1404 17:40
فضای مجازی خوبه؛ فضای مجازی مخربه ... سراغ فضای مجازی نرید، زندگی رو تباه میکنه، باعث تخدیر ذهن و روح و جسم می شه ... فضای مجازی آموزنده ست، فضای مجازی مهارتهای زندگی رو آموزش میده، دانش و اطلاعات شما رو به روز میکنه و باعث سهولت دسترسی به اطلاعات میشه ... از فضای مجازی دوری کنید، بد آموزی داره، باعث فساد میشه،...
-
به پاییز میاندیشم ...
جمعه 24 مرداد 1404 12:59
به پاییز میاندیشم به امتداد جاده های رها شده در مه به سکوت عمیق درختان به خش خش برگهای زرد و سرخ و نارنجی زیر پای رهگذران به پاییز میاندیشم به پرواز پرندههای مهاجر به گوی های سبز آویخته از شاخه های پرتقال به گیسوان در هم شالیزار زیر باران و حیرت دهقان به پاییز میاندیشم به غروب زودرس خورشید به زوال شکوفه های...
-
جهنمی به نام تهران
سهشنبه 21 مرداد 1404 20:06
تابستان که میآید تحمل زندگی خیلی سخت میشود؛ حس میکنی بی حالی و کسالت داری ولی هیچ علت جسمی برایش پیدا نمی کنی. انگار گرمای زیاد تاب و توانت را به تحلیل می برد یا به زبان ساده تر آب می کند و رمقی برایت باقی نمی گذارد. در اوج این گرمای کسالت بار، فکر اینکه دوباره پاییز می آید و تصور و تجسم پیاده روی های دلچسب در هوای...
-
آشیانه ای زیر نور ماه
چهارشنبه 1 مرداد 1404 02:52
بیشه ای بکر گنجشک ها آشیانه ساخته اند از کاه زیر نور ماه
-
بی پناهی به وقت چهار صبح ...
چهارشنبه 25 تیر 1404 16:21
دیشب حس عجیبی به من دست داد، حس بی پناهی مطلق ... دقیقاً ساعت ۴ بود که از خواب بیدار شدم و ناگهان احساس کردم چقدر بی پناهم و چقدر تنها و سرگردان ... انگار هیچ قرابتی با هیچ کس و هیچ چیز نداشتم، کاملاً بیگانه با همه چیز ... یک جور بیگانگی ترسناک و وهم انگیز ... حال عجیبی بود؛ حس می کردم کاملاً ... مطلقا ... اساسأ بی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 22 تیر 1404 18:34
-
شب های خیال انگیز ...
یکشنبه 22 تیر 1404 01:06
نیمه شبِ دریا جاذبه خاموش ماه لالایی ملایک در گوش امواج ...