در رهگذار باد
در رهگذار باد

در رهگذار باد

پزشکان قبول نمی‌کردند، اما او با حمله به آنها بوسیلۀ چوب زیر بغلش، اصرار کرد که همسرش زنده است!

 پوتین در روزنامه‌ Russian Pioneer، نوشته است، پدرش که در زمان جنگ جهانی دوم، عضو یک گروه کوچک خرابکاری بوده است توانست با پنهان شدن در یک مرداب به مدت چند ساعت، از چنگ نیروهای آلمانی، بگریزد. او در این مدت، خود را در مرداب غوطه‌ور کرده بود و تنها با یک نی نفس می‌کشید. وی در جریان فرار،از ناحیه پا، به خاطر ترکش‌های نارنجک‌، زخمی شد و در باقی عمر، همیشه درگیر آسیب ناشی از این جراحت بود.

در زمانی که پدر پوتین، در بیمارستان بستری بود، برادر بزرگ پوتین به نام ویکتور به دنیا آمد. برای همین، او جیره غذایی خود را مخفیانه به پسرش می‌رساند تا اینکه بعد از بدحال شدن و غش کردن پدر پوتین، مسئولان بیمارستان متوجه موضوع شدند و بنا به دستور مقامات، این فرزند را از خانواده جدا کردند و به پرورشگاه فرستادند که البته در پرورشگاه، این کودک به خاطر ابتلا به بیماری دیفتری درگذشت.

در این حین، مادر پوتین هم بیمار شد، او آنقدر بدحال شد که پزشکان تصور کردند که مرده است و می‌خواستند پیکر او را همراه سایر درگذشتگان، به خاک بسپارند اما از قضا، پدر پوتین، که در همین زمان از بیمارستان مرخص شده و در راه بازگشت به خانه بود،در بین  توده اجسادی که برای تدفین می‌بردند، همسرش را مشاهده کرد و با تحیر، دریافت که او زنده است؛ پزشکان قبول نمی‌کردند، اما او با چوب زیر بغلش به آنها حمله  و اصرار کرد که همسرش زنده است!

وی همسرش را به آپارتمان خودشان برده و تا زمانی که سلامتی اش را به دست بیاورد از او مراقبت می کند. درست هشت سال بعد در سال ۱۹۵۲ پسر آنها، ولادیمیر پوتین متولد می شود.

به آب نگاه نکن!

 اگر با ذره‌بین به آبی که می‌نوشیم خیره شوی، خواهی دید که آب پر از کِرم‌های ریزی است که با چشم غیر مسلح دیده نمی‌شوند؛ آن وقت کرم‌ها را می‌بینی و آب را نمی‌نوشی؛ و چون آب را ننوشیدی، از تشنگی خواهی مُرد. این ذره‌بین را بشکن ارباب، تا کِرم‌ها فوراً غیب شوند و تو بتوانی آب بنوشی و درونت خنک شود.


زوربای یونانی/کازانتزاکیس

هشدار: کشتار آلودگی هوا در تهران، معادل سقوط یک ایرباس ۵۰۰ نفره در هر هفته است!

... در سال ۸۴ بیش از ده هزار نفر جان دادند و در سال ۹۵ این عدد به دو برابر رسید. ما امروز در تهرانی زندگی می کنیم که هفته ای ۵۰۰ نفر به خاطر آلودگی هوا کشته می‌شوند. در حقیقت گویا هفتگی یک ایرباس غول پیکر در شهرمان سقوط می‌کند و عین خیالمان نیست ...

مجید فراهانی / جلسه  شورای شهر تهران

زن یا مرد،کدامیک؟!

...  وقتی زنی را می‌ستایند می‌گویند: "زن نیست، صد مرد است. مثل مردها عمل می‌کند." واکنش زنان در قبال چنین حرف‌هایی هم عمدتاً نشان از رضایت دارد. اما چرا دیده نشده که در ستایش مردی گفته شود: "زنانه است، شبیه زنان است، زن‌وار است." از این قبیل تعبیرات به‌کار بُردن برای مردها ناسزا و توهین و تحقیر قلمداد می‌شود، اما عکس آن برای زن‌ها تشویق و تحسین است. این فرهنگ نهادینه شده نشان از چه دارد؟ خیلی ساده: فضیلت و رجحان مردانگی بر زنانگی، مردبودگی بر زن‌بودگی. زنان می‌توانند به راحتی، بین خودشان یا دیگران، بگویند: کاش مرد بودم؛ اما تا به‌حال شنیده‌اید که مردی فاش و بی‌پروا بگوید: کاش زن می‌بودم! به‌نظر می‌رسد چرایی این امر چندان پیچیده نباشد، در فرهنگ و باور ما، تصلّب، خشونت، اثرگذاری، قاطعیت، نفوذناپذیری، سرسخت بودن و امثال این اوصاف و خصائص همواره ستوده شده است. چه فرهنگ و ادبیات جا افتاده‌ای است وقتی به مردی گریان می‌گویند: "مرد که گریه نمی‌کند." یعنی گریستن، نرم بودن، احساسی بودن، امری زنانه است و نتیجتاً فرودین و نازل است و مرد را احتراز از آن لازم.

به‌گمان من، زن‌بودگی فضیلتی است که آراسته‌شدن به‌ آن فرد را هر چه بیشتر فرهیخته و هر چه بیشتر معنوی می‌کند. در زن‌بودگی آنچه ستایش می‌شود پذیرندگی، گشودگی، نرم‌دلی، حس مراقبت و مادری و شفقت، احساسات زنده و پر شور، عواطف فروزنده و گیرا است. مادر شدن، موهبتی است که تنها زنان امکان تجربه‌ی آن را می‌یابند. مادر شدن امکان بی‌نظیر دیگرخواهی و ایثار را پیشاروی زن قرار می‌دهد. امکانی که هرگز برای یک مرد- در این حد و اندازه- فراهم نمی‌شود. مادر شدن این امکان را می‌دهد که فرد تماماً هستی خود را منعطف به هستی دیگری کند. گر چه غالباً مادران این توانایی را تنها محدود به فرزند خود می‌کنند، اما دستِ‌کم تجربه‌ی این حسّ بی‌نظیر می‌تواند مقدمه‌ای باشد بر استکمال معنوی و گسترده شدن هر چه بیشتر این نیرو. بودا با عطف نظر به این الگو می‌گوید: «همه‌ی جهان را دوست داشته باش. آنچنان‌که یک مادر تنها فرزندش را دوست دارد" ...

صدیق قطبی

الفبای زندگی


"سافار" روانشناس بزرگ ایتالیایی،الفبای زندگی را این چنین بیان می کند:
A
پذیرا باشید : Accept
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.
B
خودتان را جدا سازید: Break away
خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.
C
خلق کنید: Create
خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ،آرزوها ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.
D
تصمیم بگیرید: Decide
تصمیم بگیریددر زندگی موفق باشید درآن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.
E
کاوشگر باشید : Explore
جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادریدچیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را
بیشتر می شناسید.
F
ببخشید : Forgive
ببخشید و فراموش کنید.کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.
G
رشد کنید: Grow
عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.
H
امیدوار باشید: Hope
به بهترین چیزها امید داشته باشید وهرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیراست،البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.
I
نادیده بگیرید: Ignore
امواج منفی را نادیده بگیرید.روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته رابخاطربسپارید.پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده خواهد بود.
J
سفر کنید: Journey
به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید .سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کردو احساس زنده بودن می کنید.
K
بدانید: Know
بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد .همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.
L
دوست بدارید: Love
اجازه دهید که عشق به جای نفرت،قلبتان را پر کند.زمانی که نفرت در قلب شماساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق درقلبتان ساکن است ،تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.
M
مدیر باشید: Manage
بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد .
استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.
N
توجه کنید: Notice
هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.
O
باز کنید: Open
چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ،حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.
P
بازی و تفریح کنید: Play
فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید .بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.
Q
سوال کنید: Question
چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید
R
آرامش داشته باشید: Relax
اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.
S
سهیم شوید: Share
استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.
T
تلاش کنید: Try
حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره می شوید.
U
استفاده کنید : Use
از استعدادها و توانایی هایتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند, ارزشی ندارند.استفاده صحیح از استعدادها وتواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد
V
احترام بگذارید: Value
برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شویدو هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.
W
خواستن : Want
خواسته های خود را به کائنات بیان نمایید و منتظر وقوع آنها در زمان مناسب باشید.
X
اشعه ایکس: X-Ray
با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.
Y
اجازه دهید: Yield
اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید،درانتها خوشبختی را خواهید یافت .
Z
تمرکز کنید: Zoom
زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، روی چیزهای شاد
تمرکز کنید ...


مدرسه زندگی
lifeschool @

دین ما را پرسش‌های ما می‌سازد!

پردۀ اول:
جوان از کشیش پرسید: من می‌توانم در حالی که دعا می‌خوانم، سیگار بکشم؟ کشیش گفت: نه.

پردۀ دوم:
جوان از کشیش پرسید: من می‌توانم در حالی که سیگار می‌کشم، دعا هم بخوانم؟ کشیش گفت: بله فرزندم. خدا را در هیچ حالی نباید فراموش کرد.

نتیجه:
دین ما را پرسش‌های ما می‌سازد!

رضا بابایی