در رهگذار باد
در رهگذار باد

در رهگذار باد

برای نشاط روح مفید است!

در کنکورسراسری، بعضا سوالات واقعا خنده داری به چشم می خورد که برای نشاط روح آدم واقعا مفیدند. در این مطلب بعضی از این سوال های شاهکار رو می توانید ببینید. ناگفته نمونه، تا جایی که یادم می یاد، سوالات 1 و 2 و 3 و 7 ، سوالات کنکور خود من بودند:

 

۱- جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«به نام خدای ............
بیانداخت شمشیر را شاه دین»
1) جهان آفرین
2) مهربان
3) کریم
4) رحیم

یعنی گزینه‌ها آن‌قدر تابلوست که طرف اگر شعر را در عمرش هم نشنیده باشد، به‌راحتی و با توجه به وزن شعر، می‌تواند گزینه‌ی درست را پیدا کند. اما این سوال، تازه خوب است! صبر کنید برسیم به جالب‌ترهایش!

۲- جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چه‌گونه گور ........... گرفت»
1) شهرام
2) مهرام
3) بهرام
4) آرام

به خدا این سوال‌های کنکور بوده است ها! فکر نکنید من این‌ها را از خودم درآورده‌ام. باور نمی‌کنید، خودتان بروید سایت سازمان سنجش را ببینید. توی این سوال فقط کم مانده بود یکی از گزینه‌ها را هم می‌گذاشت "دل‌پذیر" یا "تبرک" ! تست بعدی را داشته باشید:

۳- جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«که گوید برو ...... رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ بلند»
1) دست
2) پا
3) کمر
4) چشم‌های

دقت دارید که، طراح محترم گزینه‌ی 2 را «پای» ننوشته که خدای نکرده داوطلبین عزیز کوچک‌ترین شکی نکنند. آن گزینه‌ی 4 هم که آخرش است. اما سوال بعدی:

۴- جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
« ............ پرده‌ی پندار دریدند
یعنی همه‌جا غیر خدا هیچ ندیدند»
1) مردان خدا
2) مردم همه‌جا
3) مردم همیشه
4) مردان و زنان

باز این سوال نسبت به قبلی‌ها خوب است! گزینه‌ی 3 را دارید که! خُب دیگر وقتش است برویم سراغ شاه‌کارها!

۵- جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«گل همی پنج روز و ....... باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد»
1) هفت
2) چهار
3) شش
4) هشت

یعنی من عاشق طراح این سوال هستم! خدایی دل خجسته‌ای داشته! فکر کنید! مثلاً یکی با خودش بگوید : گل همین پنج روز و هفت باشد! ای جان! اما حالا که با سوالات ادبیات آشنا شدید، بد نیست یک نگاهی هم به دو سوال از درس معارف بیاندازیم:

۶- جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«ارزش هر کس به درک و ......... وی از حقیقت هستی و جای‌گاه انسانی در کاردانی آفرینش دارد.»
1) فهم
2) پرهیز
3) دوری
4) جدایی

و اما به نظر من در میان همه‌ی این سوالات نبوغ‌آمیز، جایزه‌ی ویژه تعلق می‌گیرد به سوال درخشان، بی‌نظیر و شگفت‌انگیز زیر:

۷- جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«رویاهای صادقانه : هر کدام از ما هنگام ........... رویاهایی را مشاهده می‌کنیم. این رویاها انواع مختلف دارند.»
1) دویدن
2) ایستادن
3) خواب
4) نشستن

آقا من همیشه هنگام دویدن رویا می‌بینم ! آن‌قدر خوب است !!!


منبع: بیتوته


هیچکس تا امروز
 برنامه‌ای برای چاق شدن،
شکست خوردن یا احمق‌بودن
ننوشته است زیرا
این چیزها وقتی اتفاق می‌افتد که
 شما برنامه‌ای نداشته باشید.
استیو_جابز

تونل‌ها اگرچه تاریک و درازند، بن‌بست نیستند!

شریعتی، شبیه‌ترین روشنفکر ایرانی به انسان ایرانی است؛ یعنی انسانی که همه چیز را به همه چیز ربط می‌دهد، اما نه ربط افلاطونی که می‌گفت دانش شما در هیچ مسئله‌ای تغییر نمی‌کند مگر اینکه باور شما را در همۀ مسائل تغییر می‌دهد.

در ربط شریعتی‌وار، راه تاریخ از ادبیات می‌گذرد و سیاست در نکاح آرمان‌ها است و سرگردانی علوم انسانی از جنس حیرت‌های عارفانه است و فلسفه درد اخلاق دارد و رسالت علوم انسانی هم‌آغوشی با دین است و دین یعنی استخوانی که ابوذر می‌خواست بر سر زر و زور و تزویر بکوید.

شریعتی نابغه‌ای بود که همۀ چیستی ما را در چند پرده جلو چشممان آورد و سپس به حال خود رها کرد و خود در میان ابری از دود سیگار به نیروانا رفت.

ما نمی‌توانیم شریعتی را دوست نداشته باشیم؛ او خود خود خود ماست؛ مایی که از دین می‌گوییم آنجا که دستمان از همه چیز خالی است؛ از دانش می‌گوییم آنجا که ارزش‌ها را نمی‌بینیم و وعده‌های نئولیبرالیسم را باور می‌کنیم؛ از ارزش‌ها می‌گوییم آنجا که دهن‌کجی‌های دانش، حالمان را گرفته است. شریعتی را از دور که می‌بینی، آتشفشانی از نظریه‌های جامعه‌شناسی است؛ نزدیک‌تر که می‌شوی، دردمندی است که روضۀ انسان را چنان جانسوز می‌خواند که مداحان، روضۀ علی‌اصغر را؛ نزدیک‌تر که می‌شوی، عارفی را می‌بینی که ققنوس‌وار از خاکستر غرب برخاسته است.

سرنوشت شریعتی، سرنوشت نسلی است که مذهب ناکجاآبادگرایی داشت؛ نسلی که نمی‌دانست سنت را باید تجدید کند یا تجدد. غرق حیرت و دلواپسی بود که ناگاه گردبادی از راه رسید و حسینیۀ ارشاد را همچون پر کاهی در هوا چرخاند و چرخاند تا سرانجام در دامان مهدیۀ شیح احمد کافی گذاشت. اکنون دیگر نزاعی نیست؛ چون نه سنت را رمقی مانده است و نه تجدد را رونقی. اما همچنان صدای شریعتی را می‌شنویم که «تونل‌ها اگرچه تاریک و درازند، بن‌بست نیستند.»


رضا بابایی

نظر دانشمندان غیر مسلمان در باره عاشورا

توماس مان، متفکر آلمانی: 
اگر بین فداکاری مسیح و حسین مقایسه شود حتماً فداکاری حسین پرمغزتر و باارزش تر جلوه خواهد نمود. زیرا مسیح روزی که آماده برای فدا شدن گردید زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبوده که بعد از او به چه سرنوشتی دچار خواهند آمد ...

توماس کارلایل، دانشمند انگلیسی: 
بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم این است که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق و باطل روبرو می شوند اهمیت ندارد. پیروزی حسین(ع) با وجود اقلیتی که داشت موجب شگفتی من است. 
 
تندن اندیشمند هندی: 
قیام کربلا معدل بشریت را بالا برد و سطح آن را ارتقا بخشید. 
 
کورت فریشلر، مورخ آلمانی: 
 حسین در فداکاری قدم را از حدود فدا کردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا کرد... تصمیم ثابت حسین برای فداکاری مطلق نه ناشی از لجاجت بود نه معلول هوا و هوس و او با پیروی از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاری کند تا اینکه مجبور نشود بر خلاف عقیده و آرمان والای خود به وسیله سازشکاری با یزید بن معاویه به زندگی ادامه دهد...

آنتوان بارا (دانشمند مسیحی )
بهترین جمله ای که می توانم در مورد حسین بگویم این است که او وجدان تمام ادیان در تمام تاریخ است ...

جنگل به اندازه یک درخت تنهاست ...


جنگل به اندازه یک درخت تنهاست

ودریا به اندازۀ یک قطره

ودشت به اندازه یک بوتۀکوچک پژمرده در سموم هوا

ما در حق امام حسین جنایت کردیم نه یزید!!

چرا باید حادثه کربلا را همیشه از نظر صفحه‌ی سیاهش مطالعه کنیم و چرا باید همیشه جنایتهای کربلا گفته شود؟ چرا همیشه باید حسین بن علی از آن جنبه‌ای که مورد جنایت جانیان است، مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ چرا شعارهایی که به نام حسین بن علی می‌دهیم و می‌نویسیم، از صفحه تاریک عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانی این داستان را کمتر مطالعه می‌کنیم، در حالی که جنبه حماسی این داستان صد برابر بر جنبه جنایی آن می‌چربد. پس باید اعتراف کنیم جانی‌های بر امام حسین آنهایی هستند که این تاریخچه را از نظر هدف منحرف کرده و می‌کنند ...

استاد مطهری/حماسه حسینی

 

مورخ انگلیسى: شرح صحنه حزن آور مرگ حسین، موجب بیدارى قلب خونسردترین آدمها خواهد شد ...


 مهاتما گاندى :

من زندگى امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه کافى به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز شود، بایستى از سرمشق امام حسین پیروى کند.



ادوارد براوْن:
آیا قلبى پیدا مى شود که وقتى درباره کربلا سخن مى شنود، آغشته با حزن و ألم نگردد؟ حتّى غیر مسلمانان نیز نمى توانند پاکى روحى را که این جنگ تحت لواى آن انجام گرفت انکار کنند.


گیبون (مورخ انگلیسى):

در طى قرون آینده بشریت و در سرزمینهاى مختلف، شرح صحنه حزن آور مرگ امام حسین موجب بیدارى قلب خونسردترین خواننده خواهد شد. چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانى نسبت به آن حضرت در خود مى یابد.


مترسک و تنهائی

از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای ؟

 پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و  هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده ام!

 گفت : اشتباه نمی کنی؟!  زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی ببرد مگر آنکه مانند من ،درونش با کاه پر شده باشد!

 

جبران خلیل جبران