لبریز شو تا سرشاری ات به هر سو رو کُند. صدایی تو را می خواند؛ روانه شو. سرمشق خودت باش ؛ با چشمان خودت ببین ؛ با یافته خویش بِزی؛ در خود فرو شُو تا به دیگران نزدیک شوی؛ پیک خود باش ؛ پیام خودت را باز گوی؛ میوه از باغ درون بچین ؛ شاخه ها چنان بارور بینی که سبدها آرزو کنی و زنبیلِ تو را گرانباریِ شاخه ای بس خواهد بود ...
سهراب سپهری ( نامه ها)
زیر باران نشسته ام
اما
تنها بلند ترین درخت می داند
که ابرها
در بستر کدامین باد هرزه،
بارور شده اند
عظمت زندگی در جزئیاتی نهفته است که اغلب از کنارشان بیاعتنا میگذریم؛ در لبخند یک کودک، در سکوت نیمه شب، در پرتو مهتاب که بر دیوار میافتد ...
بینهایت کوچک همان چیزی است که چشمهایمان نمیبینند اما دلهایمان میشناسند!
زندگی از لحظههای کوچک ساخته شده است؛ اگر آنها را نادیده بگیریم، چیزی از زندگی باقی نمیماند ...
بینهایت کوچک همان جاییست که خدا خود را پنهان کرده است؛ دریک نگاه ساده، در بی صدایی ، در چیزهایی که هیچکس به آنها توجه نمیکند ...
عشق، بینهایت کوچکِ جهان است؛ نیرویی که در جزئیترین ذرات حضور دارد و بر همهچیز پرتو میافکند ...
بینهایت کوچک/ اثر کریستین بوبن
تحمل،
یعنی زیستن در فاصلهای
که نه پایان دارد
و نه آغاز:
اینجا، سکوت،
نام بی صدای تمام فریادهاست
و هستی،
وزن سنگین یک سوال بی جواب
براستی
سهم ما از زندگی چیست؟
همین کلمات گمشده در غبار حیرانی؟
همین تعلیق و بی پایانی؟
شاید،سهم ما
نه یافتن پاسخ،
که آموختن رقص در میان پرسشها باشد ...
از نحوه شکرکردن پدرم پس از غذا خوردن میفهمم که به چه غذاهایی علاقه دارد و به چه غذاهایی علاقه ندارد؛ اگر غذایی را دوست نداشته باشد مثلاً عدس پلو، پس از پایان غذا خوردن فقط می گوید: شکر!
از من هم اصلا تشکر نمیکند؛
اگر غذایی را دوست نداشته باشد اما از آن متنفر هم نباشد مثلاً سالاد الویه، می گوید: خدایا شکر!
باز هم از من تشکر نمیکند؛
اگر غذایی را دوست داشته باشد مثلاً کتلت یا ماکارونی، میگوید: شکر ای خدای مهربان!
و خطاب به من هم میگوید: دست شما درد نکنه!
اما اگر غذایی را خیلی دوست داشته باشد مثلاً کباب ماهی، میگوید: هزار مرتبه شکر ای خدای نازنین !
و خطاب به من هم میگوید: عالی بود، دست شما درد نکنه!!
یلداست
و عقربههای زمان
بر مدار دلتنگی میچرخند
هر ثانیه
چون خنجری آرام
بر سینه فرود می آید
و دل من
مثل اناری سرخ،
به یاد تو تَرَک برمی دارد ...
تنهاییِ ناب،
نه بی کسی است
نه آرزوی وصال کسی
تنهایی ناب،
شکلِ نهاییِ تماشای دنیاست:
جهان،
از نگاهت رها میشود …